خیرالدین عبدالله : آیا یک قرن پیش سرزمینی به نام تاجیکستان وجود داشت ؟ کشور کم زمینی با ۹۳ درصد کوهستان و ۷ درصد زمین هموار در کجا طرح ریزی شد ؟ تاجیکستان – چرا چنین نامگذاری شد ؟
مردم سرزمینی با نام تاجیکستان آیا صد سال پیش دبیرهشان (خط ) و نام زبانشان ” تاجیکی ” بود ؟ فردوسی ، مولانا جلالالدین بلخی ، سعدی ، خیام ، جامی ، سینا ، ابوریحان بیرونی و دیگر شاعر و نویسندگان و متفکران بزرگ ملت تاجیک آیا فقط زاده تاجیکستان اند ؟
خوب ، ما تاجیکیم و این جای بحث ندارد . هنگامی که ” تاجیک ” میگوییم ، اگر تنها تاجیکستانیان را در نظر داشته باشیم ، پس تاجیکانی ، که در بخارا ، سمرقند ، کتاب ، نخشب ، فرغانه ، شیراز ، بلخ ، هرات ، کابل به سر میبرند ، از كدام قومند ؟ ساکنان این شهرها زبانشان را چه مینامیدند و اکنون چه مینامند ؟ امروز با چه خط یا دبیرهای می نویسند ؟ ما به اصل و نسل گذشته نزدیکیم یا به نسل فراموشخاطر امروزه ؟
دردآور است ، که عدهای از اتباع تاجیکستان بیخبر و بیپروا ، بیغیرت و ناتوان و نسبت به هویت ملی خود و زبان و تاریخ و ادب و فرهنگ خود بیتفاوتند . ظلم و ستمهایی بر ملت ما از سوی دشمنان نژاد و میهن طراحی و اجباراً تحمیل شده و با هدف نیست کردن ملت و گسستن آن از فرهنگ و دانش و اصل خویش جریان دارد . گروهی از منصبداران مرکزهای علمی منقورتانه تحریفهای تاریخ را حجت و شعار خود کردهاند . از همه خطربارتر این است ، که این مسخرهبازان سیاسی نه تنها خودشان به چاه گمراهی و گمنامی سرازیر میشوند ، بلکه در ریشه کن کردن ، دور ساختن از اصل خود ، منقورت کردن ملت آریانژاد ایرانمنش تاجیک سعی به خرج میدهند . آن نقشههایی ، که دشمن کشیده بود ، اینها امروز آزادانه ، بی کمک و ظلم دشمنان ابرقدرت اجرا میکنند . چنان اجرا میکنند ، که خود دشمن جانی بی فشار و ظلم به این موفقیت نرسیده بود .
خوشبختانه ، طی هفتاد سال سلطه شوروی ، این حکومت اهریمنکیش به هدفش نرسید . یکی از مرامهایش این بود ، که پس از نیست کردن خطّ ما نام زبانمان را هم از میان ببرد ، تا هیچ چیزی از گذشته برای ما باقی نماند ، ما را همچون جوجه ماشینی بی هویت و بی مادر پرورش دهد . خوشبختانه ، نتوانیست نام زبانمان را کلاً از یادمان ببرد و زبان ما موقتاً آن زمان ” تاجیکی فارسی ” عنوان گرفت . این واژه ” فارسی ” میتوانیست دلیل گردد ، که زبان ما فارسیاست و تمام شاعران فارسیزبان همه از ماست . اکنون جای افسوس و صد افسوس است ، که در زمان حکومت میهنسوز، نام زبان فارسی از نام زبان ما قیچی نشده بود ، ولی در زمان دولتداری خودی ، صاحباستقلالی تاجیکستان ، با بیغیرتی تاجیکان ، دشمن در نقاب تاجیک نام فارسی را قیچی زد ، نیست کرد ، گم کرد . حتی دشمن از شنیدن نامش نفرین دارد و این نفرتش را در میان تاجیکان تقسیم کردهاست .
تاریخ ، راه و رسم ، هدف و اندیشه گذشتگان بزرگ و نیاکانمان برای ما باید یک شناسنامه یا راهنما باشد . باید به نظر بگیریم ، که اندیشه و نگاه شاهان و دانشمندان بزرگ ملت تاجیک نسبت به زبان خویش چه بوده ؟ تنها این راه را باید در پیش بگیریم . نه راهی را ، که برای نیست کردن ملت ، دورافکنی از همزبانانش ، جدایی از شهرهای خود ، منقورت کردن نسلها دشمنان برایمان طراحی و بر دوشمان بار کردهاند .
ما به اسماعیل سامانی افتخار داریم و پیکره سنگین او رمز شهر دوشنبه ، پایتخت تاجیکستان ، است . آیا در زمان حکومتداری شاه بزرگ حضرت اسماعیل سامانی نام زبانمان ” پارسی ” نبود ؟ ما به فردوسی و ” شاهنامه ” افتخار میکنیم . آیا از کسی شنیدهاید یا خواندهاید ، که فردوسی زبان خود را ” تاجیکی ” گفته باشد یا زبان ” شاهنامه ” به عنوان ” تاجیکی ” یاد شده باشد ؟ اگر ” شاهنامه ” ، ” بوستان ” ، ” گلستان ” ، ” مثنوی معنوی ” ، اشعار رودکی و حافظ و خیام را در هر گوشهای از كره زمین به هر زبانی ترجمه کردهاند ، همه جا یک چیز نوشتهاند ، که ” از زبان پارسی ترجمه شدهاست ” . برای روسگرایان شاید عبارت ” پیریفاد س پیرسدسكاگا نه روسکیی ” مفهومتر باشد . هیچ گاه زبان و اثر این بزرگان را کسی ” تاجیکی ” نام نبردهاست . فردوسی هم زبان خویش را ” پارسی ” گفتهاست ، نه ” تاجیکی ” . فردوسی گفتهاست ، که ” عجم زنده کردم بدین پارسی ” . همه شاعران و نویسندگان گذشته ما تاجیکان از فردوسی و رودکی تا لایق زبان خویش را ” پارسی ” یا ” فارسی ” گفته اند . لایق میفرماید:
پارسی خواندی نماز خویشتن ،
در زمانی ، که عرب جرار بود !
جهان زبان و ادبیات ما را با نام ” پارسی ” میشناسد ، نه هیچ نام دیگری . اگر ما زبان خویش را ” پارسی ” ندانیم ، خطّ پارسی خود را دوباره برقرار نکنیم ، پس از تمام تاریخمان و از تمام این بزرگانمان بیبهره خواهیم ماند . هیچ کس در جهان به این حرف غلط باور نمیکند ، که فردوسی ” شاهنامه ” – را به ” تاجیکی ” و با خطّ ” سیریلیك تاجیکی ” (یا پیرلیک ) نوشتهاست . زیرا هر انسان صاحبخرد میداند ، که زبان تاجیکان زبان فردوسی ، رودکی ، مولانا ، خیام بوده و زبان همه این بزرگانم پارسیاست .
از زمانی که الفبایمان را از دستمان گرفتند و الفبای بیگانه و ناسازگار با زبان ما ، یعنی پیرلیک را بر دوش ما بار کردند ، یعنی در طول حدود صد سال ، آیا اثری جاویدانی به جهان دادهایم ، که جهانیان خوانده و پذیرفته باشند ؟ اثرهای نویسندگان پیریلیکنویس را را به جز در تاجیکستان و گرد و اطراف در کجا میخوانند ؟ میدانیم ، که چنین است . اما شوربختانه با برنامه منقورت سازی ، قیچی کردن هویت ما از تاریخمان ، که از سوی شوروی طراحی شده بود ، روز به روز خو میگیریم و به آن تن میدهیم . نظام ملتکش ما را سرکوب کرده بود و تا کنون ما به آن تن دادهایم و سر بلند نکردهایم . چهرا باید نام زبانمان را به اصل خویش نگردانیم و از این مجدودیت به جهان پارسیگویان وصل نشویم ، به اقیانوس فرهنگ کهن پارسی خویش جاری نگردیم ؟
عبارتهای ” زبان تاجیکی ” ، ” خطّ سیریلیک ” به هیچ صورت نمیتوانند ادبیات بزرگ ما را در عرصه جهان معرفی کنند . همان ” زبان پارسی ” و ” خط پارسی ” بوده ، که تاجیک بودن و صاحب میراث شگرف معنوی بودن ما را ثابت میکند . چرا خط و نام راستین زبان دولتی تاجیکستان را احیا نگردانیم ؟
هنوز دیر نشدهاست . میتوانیم امروز گام برداریم ، برگردیم ، آن گوهر از دست رفتهمان را ، که برایمان ممنوع کرده بودند ، دوباره به دست آوریم . شناسنامه زبانمان را ، که داشتیم ، دوباره صاحب شویم . کلید کتابخانه بزرگ جهان نیاکانمان خطّ نیاکان ما پارسی میباشد . با این خط با نام راستین زبانمان آشتی کنیم ، همچون آشتی کردن با پدر و مادر خویش ، که پدر و مادر همان سرزمینهای ایران کهن و فرهنگ پارسیاست . تا چنین نکنیم ، دانسته باشیم ، که آرمان ، امید ، آرزوی ادیبان ، فرهنگیان ، دانشمندان بزرگ خویش را برآورده نساختهایم . تا چنین نکنیم ، مسئولیت ، وظیفه و رسالت هستی خود را برای نژاد و فرهنگ و دین ، بهر گذشته و امروزه و آینده خویش اجرا نکردهایم .
از نگاه بنده ، امروز امامعلی رحمان ، رئیس جمهوری تاجیکستان ، با توجه به اختیارات گستردهاش ، میتواند بهآسانی و گام به گام تاجیکان را به اصل خویش بپیوندد و ملت را با فرهنگ ، تاریخ و تمدن کهنمان نزدیک سازد و گمکردهها ، ازدست رفتهها را دوباره برقرار نماید . او تا حالا تلاش کردهاست ، که نسب تاجیکان را از پسوندهای روسی ” – اف ” نجات دهد ، شهرها و کوچهها را از نامهای برای ملت ما بیگانه به نامهای کهن آریایی برگرداند . رئیسجمهور شخصاً از والدان دعوت میکند ، که به فرزندانشان نامهای شخصیتهای تاریخی ملت را گذارند ، در نامگذاری فرزندان خودشناس باشند . آموزش الفبای پارسی با نام ” الفبای نیاکان ” در مکتبهای کشور به دستور رئیسجمهور عملی شده بود ، ولی متأسفانه این برنامه را دستاندرکاران به طور بایسته اجرا نمیکنند . بزرگداشت بسیاری از متفکران بزرگ پارسیزبان با برگزاری همایشهای بینالمللی در داخل و خارج کشور هم از ابتکارات عمده رئیس جمهوری تاجیکستان بودهاست .
کتابی هم برای معرفی تاریخ و فرهنگ کهن آریایی و زبان پارسی با عنوان ” تاجیکان در آیینه تاریخ ” به قلم امامعلی رحمان نوشته شدهاست .
از این رو ، حدس میزنم ، هرچند دولتها و حکومتهایی ، که سرزمین ، نام زبان و خط ما را از ما گرفتند و ما را از آنها بیبهره کردند ، همچنان در این راستا گام برمیدارند و این سیاست خود را پیش میبرند ، ولی بر ماست ، که میراث از دست داده خود را فراموش نکنیم و در پی احیای آن باشیم . امید است ، که صرف نظر از هر مانعی ، که دشمنان ممکن است سر راهمان گذارند ، رهبر غیور تاجیکستان ، امامعلی رحمان ، نام زبان و دبیره ملی ما را دوباره برگرداند و رسمی کند . چون به نظر من ، فعالیتهایی ، که ایشان تا کنون برای فرهنگ و ادب و زبان ملیمان انجام داده ، چندان آسان و ساده نبوده ، ولی در دفاع از ملت و سرزمینش و در برابر فشار دشمنان به انجام این کارها اقدام کرده و موفق هم شدهاست .