به کمیته زبان ، به اتحاد نویسندگان ، به شاعران و به روحانیان تاجیک و به آموزگاران و دانشجویان و به به هر تاجیکی ، که خود را ضیایی میحسابد درد و درخواست و دعا دارم .
شما نماینده نژادی هستید ، که تمام جهان را دانش و فرهنگ داده و پایهگذار دانش ، فرهنگ و دولتداریست . شکر خدا ، که امروز دارای دولت داری هستید ، پیشوا ملتی دارید ، که تمام هستیشان را برای مردمش فدا نمود ، کشور را از خونریزی رها نموده ، یگانگی دولت را حفظ کرد . گمگشتههای فرهنگی را زنده نمود ، تاریخ و زبان ، خط و رسم و رسوم ، ارزشهای ملی را در جهان شناساند و در کشور زنده نمود ، دانشمندان ملت را وارث ارزنده گشت ، کشور را به گلستان و فرهنگستان مبدل نمود ، که امروز خوشبختانه امیدگاه پارسیگویان در جهان گشته است . قدر این همه خدمت و جانبازیها را باید دانست .
ضیاءیان عزیز ! شما دارای زبانی هستید که زبان مادری دانشمندان دینی و دهری بوده با این زبان تمام آثار جهانی خویش را نوشته ، نام زبانشان را پارسی نامیده اند ، خطشان هم ” دبیره پارسی ” نامیده بودند . پس چرا تا به هنوز نام زبانمان را با عنوان اصلی خود ” پارسی ” چشم دیدن ندارید ، نام نمیبرید ، میل نوشتن و بازگشت به الفبای خود نیستید ؟ هنوز هم در گوشه بیپروایی نشسته اید .
محترم شاعران و نویسندگان گرامی ! شما دارای دبیرهای خویشید ، که تمام شاعر و نویسندگان از رودکی و فردوسی تا لاهوتی و عینی بی هیچ منتی به پارسی همه آثار خویش را نوشته اند ، با سیریلیک بیگانه هیچ چیزی ننوشتهاند . پس شما را چه شدهاست ، که از دبیره خود نفرین دارید ، یاد نمیگیرید ، نه خوانده میتوانید و نه نوشته . چرا ؟ و کسانی ، که خوانده و نوشتن دبیره نیاگان را بلدند ، پس چرا هنگامی که یک مقاله یا شعر و غزل ، که با خط سیریلیک بیگانه در اینترنت منتشر میکنید ، در زیرش به خط نیاگان هم نمینویسید ، تا تمام جهان پارسیزبان از نوشتههای شما آگاه شوند به جز این چهار نفر مردم گرد خودتان . مادامی ، که شما خود در این سطح بی پروا ، خنکنظر و بیغمید ، نمیخواهید نمونه باشید ، دیگر از مردم عادی و کودکان چه انتظار شویم . سبب در چیست ؟ چه چیز شما را زنجیر پا گشتهاست ؟ یا هنوز هم ناوابسته از آن که شوروی که از بین رفته ، شما هنوز هم آن سیاست را پیش میبرید ؟ و یا اصلاً مشکل در خود شماست ، که نه درکی دارید و نه دردی ؟ پس چیست ؟ بگویید !
روحانیان ، داماللهها(روحانیان) ، سیدزادهها ، صوفیان و عارفان گرامی !
شما وارثان بزرگانید ، که در همه گوشه دانش دینی نه تنها دانشمند بلکه پایه گذار آن دانش در جهان اسلامند . در علم تفسیر طبری ، فخرالدین رازی و در علم فقه ابوحنیفه ، غزالی ، در علم عقیده امام ماتریدی ، در علم حدیث بخاری ، مسلم ، ترمذی ، ابوداوود ، نووَی و دهها شخصیت دانشمند از نژاد تاجیک اند . در تصوف بهاالدین نقشبند ، عبدالقادر گیلانی ، که این شخصیتها پایهگذارند نه دانشمند مقلد . اگر دانشمندها را نامبر کنیم تنها نامهایشان کتاب را فرا میگیرد . پیامبر خدا محمد (ص) چنین صفت کرده ، که علم اگر در ثریا باشد ، مردان فارس به آن دست مییابند .
اگر این همه راه چنین بوده ، پس چرا شما چنینید ؟ اندیشه گفتار و رفتارتان همه خلاف بزرگان گذشته خویش است . به جای آن که دنیا از شما بیاموزد ، بلکه خود گمراه گشتهاید . به جز چار حرف تکرار از خود چیزی ندارید .
از خود پرسید ، که آیا باری هم قلم به دست گرفته حد اقل یک اثری ، یا مقالهای نوشتهاید ؟ آیا مانند روحانیان گذشته هنر خوانش و دانش و اهل قلم بودن را دارید ؟ چند شاگرد سالم دانشمند اهل قلم آماده نمودید ، که ملت و دولت تواند با آنها تکیه کند ؟
اگر چنین نیستید پس از اهل تنبلی هستید، که کارتان خوردن و خوابیدن و عوام فریبیست ، با حرفهای تکرار عامیانه در جایی نشسته اید و مشغول مردم فریبی هستید ، نمیخیزید به خودسازی و خویشتن شناسی نمیپردازید . و گروهی هم از شما گمراه کنندگانند ، که سبب گمراهی مردم بوده ، کارشان اختلاف و فتنه ، حمله بالای ارزشهای ملی و فرهنگی ، افراط و تفریط تکفیر کردن را در ذهن مردم میکارند ، كارشان را به جایی رسانده اند ، که پدر را با پسر جنگانده اند ، از فرزندان ملت ” وهابی سلفی ” ، تروریست و افراطگرا آماده نموده خون هزاران انسانهای بیگناه را میریزانند.
اما این طایفه روحانیان گمراه کننده خود در گوشهای نشسته ، پروای چیزی و کسی ندارند ، حتی خود را ذرهای هم گنهگار نمی حسابد . صدها جوان با فتواهای افراطی دادهاش ، مغزشویهای افراطیش در زندانها رنج میکشند ، آنهایی هم ، که در آزادییند گروهی از پی گمراه نمودن دیگرانند و گروهی در صف تروریست ها خون هزاران انسانهای بیگناه را از نام اسلام میریزند . چرا این طایفه ابله مردانه وار نمیخیزد از مردم پوزش نمیخواهد ، نمیگویند ، که فتوایشان از روی ابلهی و ناآگاهی و بیسوادیشان بود ، تا مریدان و پیروان گمراه کردهشان ذرهای هم باشد دست کشند از حمله بالای ارزشهای ملی ، افراط و تفریط ، قتل و کشتار .
آیا تا چند سال پیش همین طایفه روحانیان رسمی کشور نبودند ، که از منبرهای مسجدها در روزهای خطبههای نماز جمعه ، در حضور هزاران هزار پیر و جوان این ملت فریادزنان میگفتند : ” شیعه مذهب هم نیست ، اگر من عیب شیعیان را گویم شما یگان شیعه را زنده نمیمانید ” ، ” صوفیان مشرکند ” ، ” نوروز حرام است ، هرکه جشن میگیرد از اسلام خارج میشود ” ، ” هرکه سال نو مسیحی را جشن گیرد ، زنش طلاق میگردد ” ،
” خواندن کتابهای شعر بدعت است ، نخوانید ، به جای شعر قران یاد گیرید ، مگر میمیرید ” ، ” سنگ بالای قبرها بدعت است ،آنها را بکنید ” ، ” از نامهای ملی جمشید ، فیروز ، رستم ، خورشید ، خسرو و مانند اینها دست کشید ، نامهای اسلامی (عربی ) گذارید به فرزندانتان ” ، ” زردشت و کوروش کبیر را نام نبرید ، آنها کافر بودند ، افتخار با آنها گمراهیست ” . . .
این طایفه روحانیون گمراه کننده سالهای سال از منبرهای مسجد کشور ملت را به گمراهی و افراطی دعوت نمودندو با ارزشهای بلند ملی جنگیدند .
اکنون امروز ، که به دام افتادههای این طایفه با تأثیر مغزشویی آن روحانیون به کشورهای سوریه و عراق ، افغانستان به شیعه کشی میرود ، تبلیغات تروریستی کشورهای خارجی را پیش برده ، بر ضدّ کشور هم زبانمان ایران تبلیغات ضدّ دولتی و مذهبی میبرند ، گروهی در کشور سرو سال نو مسیحی را میسوزاند ، سنگهای بالای قبرها را میشکنند ، در خانهها پسر با پدر و مادر از روی جشن نوروز دست بر گریبان یکدیگر میشوند ، کودکان مغزشویی شده ، از حفظ شعر دست میکشند ، به پدر و مادر و با معلمان به نزاع میشوند .
من کمی از این هرزهها را مثال آوردم ، هرزههای این طایفه روحانیان در شبکههای اینترنتی پر است ، ذهن هزاران هزار مردم را خراب میکند . راه حل این مشکل را باید پیش گیریم .
چرا حد اقل اینها رسماً به مردم اعلان نمیکنند ، که فتواهایشان نادرست است ، تا مردم به خود آیند از گمراه کردن ، افراط و تفریط و جنایت دست کشند . جوانان تاجیک از روی نادانی و ناآگاهی حرفهای اینها را تکرار میکنند ، پخش مینمایند یا لایک کرده و زندانی میشود .
این یکچند پیشنهاد از میان صدها مشکل و کمبودهایی بود ، که روی ورق آوردم .
از حکومت کشور امید بزرگ و باوری یقین دارم ، که در آینده بسیار نزدیک این مشکلها را با راه متمدن ، با راه رشد معارف و رسانه و سینما حل میکند و در میان همه کشورهای فارسی زبان تاجیکستان به مرکز تمدن و آرمان پارسی زبانان جهان تبدیل خواهد شد ، همه ارزشهای فرهنگی ، رسم و رسوم نیکوی ملی در این سرزمین زنده خواهد گشت ، از زندگی و کارهای ابوعلی سینا ، بیرونی ، خوارزمی ، فارابی ، نظامی ، بخاری ، ترمذی و دهها نابغه تاجیک فیلم ساختن ضرور است ، تا تاریخدزدان پانترکیست جرات غصب نمودن میراث فرهنگی ما را نداشته باشند . دوستی و روابط میان فارسیزبانان بیشتر گشته در برابر بدخواهان و دشمنان کشورهای بیگانه مانند یک کوه استوار خواهد گشت . خوشبختانه شوروی سی سال پیش فروپاشیده است و امید است ، که با اقدام بزرگ پیشوای ملت محترم امامعلی رحمان کشور عزیزمان تاجیکستان از خط سیریلیک بیگانه به خط ملی خود فارسی رو میآورد و زبانمان با عنوان اصلی خود ” زبان پارسی ” رسماً نام برده خواهد گشت ، که دیگر هیچ بدخواهی ، دشمنی نابغههای پارسیزبان رودکی ، فردوسی ، سعدی ، سینا ، بیرونی ، خوارزمی ، خیام و صدها نابغه تاجیک را بیگانه نشان ندهد .
خیرالدین عبدالله