گر چه دل از سنگ خارا می‌کنم ،

باز رو سوی  بخارا می‌کنم … .

ما را از خط نیاگان خود دور‌کردن هدف در چه بود ؟

هنگامی ، که پان‌ترکیسم با حکومت شوروی خواستند ، که دولت فارسی تاجیکان را نابود کنند آن‌ها اول نقشه کشیدند ، که تاجیک را از فارس جدا کنند و بعد از دین و فرهنگ . برای نیست کردن خط نیاگان دو بار حرف بیگانه  را (لاتینی ، سیریلیکی ) مجبور و ستمکارانه بر بالای ملت ما بار کرده خط و ‌زبان فارسی ما را بر ما بیگانه اعلان کرده از بین بردند . و از سه ‌زبان ؛ روسی ، ازبکی و لهجه‌های تاجیکی ، که با ‌زبان ادبی فارسی فاصله داشتند ، یک ‌زبان مخلوط‌شده با نام ‌زبان نوین تاجیکی بنیانگذاری نمودند .

و سیاستمداران حکومت شوروی و پان‌ترک‌ها مردم را جمع آورده تبلیغات ضد ملت و مخزن و فرهنگ فارسی تاجیک سخنرانی‌ها کرده می‌گفتند : ” تاجیکی جدا از فارسی‌ست ” ، ” خط فارسی برای تاجیکان بیگانه‌است ” گفته مردم را از اصل خویش بیگانه می‌کردند .و هر محققی ، که جواب این‌ها را داده می‌گفتند ” ای ملت بزرگ فارسی تاجیک خاموش نباشید این‌ها دشمنان مایند این‌ها ما را از خود و از دین خود دور‌کردنی اند .

آیا خطّی ، که رودکی نوشته باشند ، بیگانه است ؟ خطّ ” شاهنامه ” بیگانه است ؟ خطّ ” سینا ” بیگانه‌است ؟ خطّ ” مثنوی معنوی ” بیگانه است ؟ آیا خطّ ، که 1300 – سال اجداد ما با آن نوشته اند بیگانه است ؟ .خطّ فارسی خط عرب نیست ، بلکه خط نیاگان ما است و این خطی (لاتینی ، سیریلیکی ) ، که ما را مجبور کرده به ما بار کرده ایستاده اند این بیگانه‌است . و دانسته باشید هرکسی اگر به گفته این‌ها رفته فارسی را از تاجیکی جدا داند و خائن ملت است . فارسی ، تاجیکی و دری نه سه ‌زبان ، بلکه یک ‌زبان واحد با سه لهجه است .

.و دانسته باشید «رودکی پدر شعر فارسی ست »نه تاجیکی یا فردوسی نگفته‌است ، که «عجم زنده کردم بدین تاجیکی » .بلکه فردوسی بزرگ فرمود «عجم زنده – کردم بد این پارسی » .اگاه باشید هشیار باشید این دشمنان ما را از وطن و ملت و دین خود دور کرده بی خانه و بی‌نام و بی ایمان می‌گردانند : پیشوایان دین ما را از گمراهی آگاه می‌کردند .

اما حکومت شوروی آن ‌ها را «باسماچی » اعلان کرده در زندان‌ها به هلاکت می‌رسانیدند .و بدین وسیله علاقه و پیوند‌هایی را ، که میان مردم فارسی‌زبان آسیایی میانه و مردم ایران و افغانستان بود ، قطع می‌کردند . و تمام کتاب‌های ، که با الفبای نیاگان ما انشا شده بود ، می‌گفتند این کتاب‌ها کتاب‌های دینی اند و باید از بین برده شوند .زیرا شعار کمونیست،  نیست کردن تمام دین‌ها بود .

تعداد زیادی از این کتاب‌ها به آب پرتافته شدند ، سوزانده شدند و مردم از ترس این ، که آنان را به حفظ این کتاب‌های اجدادی خود متهم نکنند ، خودشان آن کتاب‌های میراثی و فرهنگی و تاریخی خود را با دست خود زیر خاک می‌کردند و یا در جایی پنهان می‌کردند . و پس از این جنایت کاری‌ها دست به جنایتی زدند ، که در تاریخ انسانیت هرگز هیچ قومی ندیده‌است، چنین ستم را به جز ما تاجیكان . ملت ما را مجبور و لت و کوب کرده از ملت فارسی تاجیک به یک قوم بی‌نام و بی‌نشان با نام «ازبک » نام ‌نویس کرده ملیت را عوض کردند . و بعد این جنایت بزرگ دست به نیست کردن دولت ما ‌زده سمرقند و بخارا و چندین ولایت دیگر را گرفته یک دولت نو با نام «ازبکستان » ظالمانه بنیاد گذار کردند

خراسان جای دونان شد ، نغنجد ،

به یک خانه درون آ‌زاده با دون .

که اوباشی همی بی خان و بی‌نام ،

درو امروز خان‌گشتند و خاتون .

(ناصر خسرو قبادیان )

و بعد این ستم‌ها هنوز آرام نگشته به ملت ما تاجیکان شرط گذاشته گفتند اگر شما خواهید ، که در وطن و خانه خود زندگی کنید (یعنی در پایتخت تاجیکان ثمر‌قند و بخارا ) حتماً باید ملت خود را عوض کنید (با نام «ازبک » ) . با چنین ستم هایی، که لازمشان بود برای دولتی به نام «ازبکستان » ساختن، ملت تاجیک را عوض کرده در شناسنامه‌هایشان ملتشان را ” ازبک ” نوشتند . اما ناگفته نماند ، که پایتخت فارسان جهان تار و مار می‌گشت لیکن ایران و افغان ما چنان خاموش بودند در این حالت ، که گویا نمی‌بینند و نمی‌شنوند ، بی‌خبر از آن که این بلا بسر آنها‌هم آمدنیست و فکر نمی‌کردند ، که پیشرفت شوروی  پان‌ترکیسم از عقب‌نشینی آن‌هاست . خلاصه این ، که شوروی با همراهی پان‌ترکیسم کاری کرده‌اند ، که اکنون ما ، تاجیکان ، از همدیگر می‌پرسیم : ملت ما چیست ؟ تاجیک چیست ؟ پارس چیست ؟ ایرانی چیست ؟ افغانی چیست ؟ زبان مادری ما چه نام دارد ؟ چرا پارسی باشد ؟ چرا تاجیکی باشد ؟ … بعد از ستانیدن سمرقند ، بخارا … برای ملت تاجیک با نام تاجیکستان یک پارچه زمینی را جدا کردند در جای خالی ، که غیر از دو سه دهکده چیز دیگری نداشت ، خلاصه برای تاجیکان شهر و به اصطلاح پایتخت تاسیس نمودند .

این جای خالی و شهر نوتأسیس را ، که دوشنبه نام داشت ، با بیگانگان روس‌زبان و ازبک مملو ساختند ، به طوری ، که اگر یک نفر تاجیک از ده به شهر دوشنبه می‌آمد ، خود را غریب احساس می‌کرد و به حیرت مانده داد و به فغان می آمد . این احوال تا زمان راهبری میخائیل گورباچف طول کشید . در زمان میخائیل . گورباچف در سال‌های 1985 تا 1990/1991 مردم فارسی تاجیک تا اندازه‌ای توانستند فکر خود را به صورت آزاد بیان کرده از دین و فرهنگ خود دفاع کند . فقط در این دور توانستند کمی مبارزه برای مقام دولت دادن به ‌زبان فارسی تاجیکی و در پهلو آن احیای خط فارسی خود را ‌طلب کنند .

دشمنی ما نسبت به خط خود

چگونه‌ای ، که در زمان شوروی بعضی از خائنان ملت ما وطن و کشور ما را به دیگران بخشیده از طرف دشمن به ما حمله‌های سیاسی می‌کردند ، عینا در زمان جنگ داخلی مثل زمان شوروی چنین ضدیت نسبت به نوشته جات خط نیاگان (فارسی ) صورت گرفت .یک گروه ، که خود را «نرادنыی فرانت » به مردم فارسی تاجیک معرفی می‌کردند .

خانه به خانه گشته هر کتاب و نوشته جاتی که به ‌زبان فارسی دری و با خط فارسی از شاعر و نویسندگان کلاسیک ما پاک مانده بود کافت و کاو کرده کتاب‌های اسلامی و عرب گفته می سوزاندند و صاحبان آن‌ها را لت و کوب می‌کردند . و در شهر باشد تمام لوایح ادارات ، که با خط فارسی تاجیکی خود نگاشته شده بود ، برچیده اتش می‌زدند . خلاصه تا به مروز خطّمان روسی (سیریلیک ) ماند و زبانمان روزبکی .

با کدام سبب ما باید به خط نیاگان خود برگردیم ؟

خط و حرف نشانه ملت داری است .هر ملتی ، که حرف نداشته‌ باشد او را ملت خواندن ناممکن است .هر کسی خواهد ملتی را از تاریخ و فرهنگ و معنویات خود دور کند پس حرف و خط وی  را از بین برد خود بخود از جامعه بشر عقب مانده و سرنگون می‌گردد .

این تجربه‌ها را ما در ملت خود دیدیم از دست دشمنان و خائنان ملت خویش . تا زمانی ، که ما دارای حرف خویش بودیم اندیشه ما ساده نشده بود ، ما با تمام فارسی زبانان جهان یک بودیم ، دنیا به حرف ما گوش می‌داد و ما خود را در تمام علم‌های جهان سربلندانه استاد بشریت می‌دانستیم . اکنون امروز ملت ما را به احوالی آوردند ، (دشمنان و خائنان ملت ) که وقتآ ما در نزد فارسی زبانان خود می گوییم ، که ما هم فارسی‌زبانیم آن‌ها همان زمان خنده‌کنان مسخره کرده به ما کتاب‌های مثنوی و شاهنامه یا دیگر کتاب‌های فارسی را پیشنهاد کرده می‌گویند خب، کتاب اجدادی خود را خوانید ما باشد راست یا چپی کتاب را فرق نکرده در خواندن کور و در جواب دادن گنگ و کر در می‌مانیم.

صد افسوس ، که محققان ما با وجود این شرمندگی‌ها شرم نگرده می‌گویند ما به‌حرف فارسی نیاز نداریم زیرا خط فارسی به ما بیگانه‌است …

آیا خط نیاگان (فارسی ) ، که زائد از 1300 – سال نوشت افزارمان است هنوزم به ما بیگانه‌است ؟

آیا ادبیات ما ، معنویات ما ، فرهنگ و تاریخ و دین ما با این حرف فارسی ننوشته شده‌است ؟

آیا کشور‌های هم‌زبان و هم‌فرهنگ برادران ما (ایران ، افغانستان ) با این خط (فارسی ) پیشرفت  کرده جهان را به هیچ جا نیاورده ایستاده‌اند ؟

آیا ما با این خط سیریلیکی نسلی پرورش نکردیم ، که حتی نامش را نوشته نمی‌تواند ؟

آیا تا حال بی‌خبریم که از بین 10 – نفر تاجیک‌جوان 18 – 28 – ‌ساله تنها 2 نفرشان صاحب‌ معلوماتند و به‌زور نوشت و خوانده می‌توانند اما 8 نفرشان باشند دور از خواندن و نوشتن . در حالی ، که چنین است ، ما را چه نمی‌گذارد که به حرف نیاگان خود بر گردیم ؟

آیا ما با این حرف سیریلیکی بی دانش الفبای نیاگان می‌توانیم از تاریخ و فرهنگ گذشته خود باخبر باشیم ؟
آیا ما با همین خط بیگانه سیریلیکی اثری آفریدیم ، که مشهور جهان شده باشد ؟
از آن زمانی .که ما خط نیاگان را از دست دادیم آیا ما باین خط بیگانه از بین خود توانستیم ، که علامه‌ای برآریم تا برابر با علمای زمان پیش از شوروی باشد ؟
آیا مگر هدف اساسی تغییر خط از بین بردن نفوذ دین و نیست کردن علما‌های دین نبود ؟
آیا هدف تغییر خط بی‌سواد ساختن مردم و از گذشته‌های خود بی‌خبر ماندن مردم نبود ؟
آیا در جلسه‌ها و در دیوار‌های شهر نصب نشده‌بود ، که «كبول خط لاتین ( یا سیریلیک ) امر انقلاب است ، چه کسی مخالف قبول خط انقلاب است . زنده‌باد انقلاب ، و مارک بر دشمنان انقلاب » و با چنین مجبور تاجیک را ظلم نمی‌کردند ؟

وظیفه مهم برای ما

خدا آن ملتی را سروری داد ،

که تقدیرش به دست خویش بنوشت .

به آن ملت سر و کاری ندارد ،

که دهقانش برای دیگران کشت .

امروز وظیفه همه فارسی‌زبانان جهان و خصوصا هر سه کشور فارسی‌زبان (ایران ، تاجیکستان ، افغانستان ) در عصر امروز این است ، که به سوی همدیگر میل نمایند . این سه کشور بی یک دیگر هیچند . اگر ما به تاریخ نگریم تا زمان شوروی این سه کشور باهم بودند . این سه‌کشور نباید فراموش کنند ، که قوم‌های اساسی ایران در همه زمان سه تا بودند : 1 – پارس‌ها 2 – تاجیکان 3 – کشانیان – ماد‌های (خلق‌های ایرانی پارس ‌زبان مثل کرد ، بلوج ، اسیتین و غیره ) . این هر سه قوم اصیل ایرانی در هر زمان باهم یک بوده در ایران‌زمین سلطنت و پادشاه کردند .

در زمان پادشاهان پیشدادی ، که تاجیک بودند ، همه ایران‌زمین تابع بلخ بود . در زمان هخامنشیان و ساسانیان باز هم تمامی کشور تابع جنوب ایران بوده ، در عهد سامانیان قسمت شمال ایران ، از جمله تمامی خراسان تابع بخارا بود .تاجیکان یکی از سه قسم ایران بود ، که از خراسان ایران گرفته ، تا افغانستان و تاجیکستان و بخارا همه تاجیک بودند و هستند .
و بزرگ‌ترین شخصیت‌های علمی و هنری و ادبی ایران بی شک و شبهه تاجیکان بودند و هستند به مثال :
رودکی ، فردوسی .سعدی ، جامی ، خیام ، سینا ، سنایی ، عطار ، رومی ، غزالی ، خسرو …
و سد‌های چنین بزرگان دیگر را مادر تاجیک به دنیا آورد . هیچ کس و هرگز نباید فارس را از تاجیک جدا کند . این دو قوم برادر از یک شکم برآمده‌اند و از هم فرقی نداشته در هر زمان باهم بودند و در اصل 1000 – سال پیش این‌ها یک ملت با نام قوم ” فارس ” مشهور بودند و تا حالا‌هم چنین هستند .
برادران تاجیکستان ، افغانستان ، سمرقند ، بخارا و دیگر فارسی‌زبانان جهان شما دانسته باشید ، که ایران وطن مقدس شماست ، سرزمین آبا و اجداد شماست .ایران را دوست دارید ، ایران فخر جهان اسلام است .ما همه ایرانی‌ هستیم ، ایران از ماست و ما از ایران . شکست و از هم جدایی ما از بی مهری بیگانه‌پرستی ماست .

حکومت ایران نباید آوارگان تاجیکستان ، افغانستان ، بخارا و دیگر فارسی‌زبانان جهان را چو  مهمان ناخوانده پذیرفته از ایران تبعید (دپارتقیه ) کرده و ملت‌های بیگانه را (ارمنی ، ترک ، بلوچ … ) در آغوش خود نگه دارد . علت همه این بیگانه ‌پرست و دور جستن و نپذیرفتن فارسی‌زبانان جهان از سوی حکومت ایران پیش از همه بی‌خبر از گذشته پر‌افتخار این برادران است .و دوم علت این ، که ایران خود را در زیر سلطه بیگانگان و ترک و مغول خونخوار چنان غرق کرده و از هم جدا گردیدند ، که تا آن اندازه‌ای همدیگر را نشناخته در بین خود و همزبانان خود ویزا گذاشته و با بیگانگان دوستی بی ویزا را تشکیل کردند .
حالا زمانی فرا رسیده‌است ، که ما فرزندان بیگانه ‌پرست پراکنده ایران به میهن مقدس خود بازگردیم .

هر بیشه‌اش بیشه شیران بود هنوز ،

هر کودکش معلم پیران بود هنوز .

هر کوچه‌اش جای دلیران بود هنوز ،

امید ما به کعبه ایران بود هنوز .

ای مادر وطن ، پسرانت نمرده اند ،

آسوده باش ، گول اجانب نخورده اند .

(ایران به قول لاهوتی )

فاعلیت ترک و غفلت فارس

بشنو از نی چون شکایت می‌کند .

از جدایی ها حکایت می‌کند .

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند ،

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند .
مایه قید است ، که ملت ترک با آن سادگی ترکانه‌اش یک‌چند قرن‌ها شد ، که میلیون ها مردمان غیر ترک را به ترک تبدیل داده و هزار‌ها کیلومتر زمین فارسی‌زبانان را ظالمانه ستانده دولت‌های ترکی‌نژاد ساخت . و امروز در سر تا سر جهان هزار‌ها مکتب و مدرسه های زبان ترکی ساخته‌شد .

خصوصا در هر شهر و ناحیه تاجیکستان مدرسه های ترکی بازنموده‌شده ، که فرزند تاجیک از ‌زبان و خط مادری خود غافل مانده ‌زبان ترکی می‌آموزد . در تلویزیون تاجیکستان باشد وقتآ ، که یک سراینده تاجیک به صحنه می‌براید نام او در روی آیینه تلویزیون برای معرفی کردن به بینندگان تاجیک : به خط ترک‌زبان‌ها (لاتین ) نوشته  می‌شود نه با خط فارسی نیاگان خود . خلاصه ترک‌زبان‌ها در بین کشور‌های فارسی‌زبان آزادانه زندگی و تبلیغات پان‌ترکیسم خود را دوام داده‌ایستاده اند .
اما ما فارسی‌زبانان با این‌قدر نام بلهن با شهرت آریای با آن همه زیرکی در خیمه‌های بی‌خبری و فراموش نشسته ، که بودن خود را فراموش کردیم .ایران امروز از احوال 12 – میلیون فارسی‌زبان بخارا ، 25 – میلیون فارسی‌زبان افغانستان ، 6 – میلیون فارسی‌زبان تاجیکستان ، 15 – هزار فارسی‌زبان چین ختای و از احوال سد‌ها هزار فارسی‌زبانان جهان بی‌خبرست . نمی‌داند ، که این کشور‌های نامبر شده درچ عذابند با چه ‌زبان تحصیل دارند با کدام خط می‌نویسند با چه شرایط زندگی دارند .

قبول خط نیاگان
البته ، ما خطّ فارسی را باید قبول کنیم . زبان ما نیاز دارد به خط نیاگان خود ، زیرا قالب ‌زبان فارسی تاجیکیست .ما تنها با این خط و باین ‌زبان مادری خود می‌توانیم با ملت یگانه خود ، که امروز در کشور‌های ایران ، افغانستان ، پاکستان ، و تمام کشور‌های آسیایی میانه پریشانند ، بدون هیچ پرده از احوال یکدیگر باخبر شده  گفت و شنید کنیم . دانسته‌باشید این سیریلیک پرستان زنجیر پای مایند ، این‌ها همان فرزندان و پیروان کمونیستند ، که تا حال مبارزه خود را همچون خائنان ملت پیش برده‌ایستاده اند .هدف این‌ها چیست ؟ هدف این‌ها : با اصطلاح این است ، که تاجیک را جدا کردن از فارس : تاجیک را از دین و همزبانان خود دور کردن است .این ‌ها از این می‌ترسند ، که تاجیک به حرف نیاگان خود بر گردد از هزار‌ها کتاب‌ها و سایت‌های ‌زبان فارسی ، که در جهان فعالیت دارد آگاه پیدا کرده دانا می‌شود انقلاب می‌شوند مسلمان ه‌عقیق می‌شوند . از این س‌ابه‌هاست ، که هنوز ما در وطن خود مرکز‌های آموزش خط نیاگان خود را نداریم . امروز وقتآ ، که در کشور‌های هم‌زبان ما ایران ، افغانستان ، پاکستان … آزمون خوشنویسان جهان برپا می‌شود ، مردم تاجیکستان و بخارا باشد اشک‌ریزان به دور خط‌های نیاگانشان طواف کرده خود را از اصل خویش بیگانه حس کنان افسوس می‌خورند .
این سیریلیک پرستان طوری ما را ستم کرده ایستاده اند ، که گویا ما یک قوم نو پیدا شده باشیم ، که هم‌زبان دیگری نداشته‌باشیم و پیشینه‌گان ما فارس نبودند و پارسی با ما نبود .
این‌ها باین عقیده ما را با حرف بیگانه سیریلیک چه ترک و چه شوروی ما را زنجیربند کرده از فرهنگ خود دور کرده بود همان‌خیل ما را ستم کرده ایستاده اند . اگر ما گییم ، که ما را گذارید به‌حرف خود بر گردیم جواب آن‌ها این است ، که مردم سیریلیک خانان تا یاد گرفتنشان بی‌سواد می‌مانند . طوری می‌گوید ، که گویا مردم تاجیکستان امروز همه با‌سوادند همه در کشور خود دارای معلومات عالی هستند همه نویستا و خوانده می‌توانند . این‌ها كرند نمی‌بینند ، که اگر یک نفر باسواد داخل مکتب‌های تاجیکستان شود و از آن‌ها سوال کند همه طلبگان خیال می‌کنند ، که سوال‌دهنده از دنیای دیگر آمده باشد .
و احوال مردم در شهر باشد از این بد‌تر ‌زبان مادری را از سبب خوب ندانستن در درجه دوم گذاشته در کوچه و بازار‌ها ‌زبان خود را چندان پسند ناکنان با‌زبان‌های : روسی ، ازبکی یا با یک ‌زبان آلوده‌شده با روسی ، ازبکی و تاجیکی لهچگی دور از ‌زبان ما ” فارسی دری ” صحبت می‌کنند .
اگر یک نفر فارسی‌دان دیگر ملت ، (غیر فارسی‌زبان ) که عاشق ‌زبان فارسی باشد ، شنود صد‌هابار نعلت کنان ” این تاجیکستان نی بلکه سیستان و ترکستان ” بودست گفته مسخره کنان ترک تاجیکستان می‌کند .
شاعر بزرگوار تاجیك در وصف چنین آدمان ‌زبان گم‌کرده می‌فرماید :

ز ایران و از ترک و از تازیان ،
نژادی پدید آید اندر میان .
نه دهقان (تاجیک )نه ترک و نه تازی بود ،
سخن‌ها به کردار بازی بود .
به ‌زبان و خط فارسی تاجیکی خود برگشتن و شناختن اصل و نسب و گذشتگان پیشین خود برای ما امر حتمیست . فرزندان ما در نزد فارسی‌زبانان جهان آن زمانی آبرویی پیدا‌می‌کنند ، که اگر ‌زبان و خط فارسی دری خود را دوباره برگشته از خود کنند . افسوس و صدافسوس ، که امروز اگر مردم تاجیکان بخارا و سمرقند را پرسیم ، که ملت شما چیست ؟ در پاسخ چه گفتنشان را ندانسته می‌گویند : ” مسلمان ” . و اگر به مردم تاجیک تاجیکستان کتاب رودکی یا گلستان و بوستان سعدی را نشان‌داده گویید که بخوانید در پاسخ می‌گویند : ” ما کتاب ایرانی‌ها را خوانده نمی‌توانیم ” . اینست عاقبت کار شوروی و پان تركیست و سیریلیک پرستان ما ، که فرزندان یک ملت بزرگ و بافرهنگ را جاهل و از اصل خویش دور کرده غلام زنجیر‌بند خود کرده اند .
خیر‌الدین عبدالله