خیر‌الدین عبد‌الله : * صبح روز 24 فروردین (13 آوریل) دفتر جنبش بین المللی “مهاجران کارگر تاجیک” در روسیه مانند همیشه مملو از مهاجرانی بود که از سختی های تبعید رنج می بردند که هر کدام از آنها صحبت می کردند. رنج می برند و شکایت می کنند تا مشکلاتشان حل شود. تا جایی که می توانیم به آنها کمک کنیم.

راستش را بخواهید، کار این روز مرا بسیار مشتاق و امیدوار کرد. تا به حال آنقدر مشتاق نبودم که مردم ما بخصوص نسل جوان امروزی با وجود رنج غربت دوباره به فکر فرهنگ و وطن و تمدن خود باشند. در این روز حدود 30 نفر از عزیزانمان در مورد آخرین اخبار قزاقستان با یکدیگر صحبت کردند و نظرات خود را به ما گفتند.

خبر این بود که نورسلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان به دولت خود دستور داد تا پایان سال جاری الفبای لاتین استاندارد برای زبان قزاقی ایجاد کند و تا پایان سال جاری تمامی مکاتبات دولتی را از سیریلیک به لاتین در کشورش تغییر دهد. 2025. و مردم باید خط لاتین را به جای خط سیریلیک (روسی) یاد بگیرند و هر چه زودتر به خط لاتین بازگردند.

 ابتکار قزاق ها باعث برانگیختن غرور آنها شد که برای من بسیار خوشایند بود. زیرا آینده تاجیکستان جوانان ما هستند.

این خبر از دو جهت مرا خوشحال کرد. یکی اینکه این یک حرکت قهرمانانه از سوی رئیس جمهور جمهوری قزاقستان است که مردم خود را به سمت خطی هدایت می کند که همه هموطنان ترک زبانش بتوانند با آن بخوانند و بنویسند. و این کار نوعی حرکت برای نزدیک کردن ملت قزاق به دیگر هموطنان ترک زبانشان است. و دیگر اینکه روی گردانی از خط سیریلیک روسی در کشورهای پس از فروپاشی شوروی، نشانه شجاعت و آزادی و بی نیازی از روسیه است.

تاجیکستان اقدام مشابهی انجام نمی دهد؟

چندی پیش، تاجیکستان گامی به سوی اصالت فرهنگی خود برداشت و از جمله، پس‌های روسی «-ov» و «-ova» و «-vich» و «evna» را از نام شهروندان حذف کرد، نام بسیاری از آنها. زبان تاریخی و قدیمی، کوچه ها و معابر شهرها را از کلمات ترکی، روسی به فارسی برگرداند. برخی از مقامات روسیه بلافاصله از این اقدام نگران شدند و انتقام خود را از مهاجران بیچاره گرفتند و هزاران مهاجر کارگر را از کشورشان بیرون کردند و مردم مهاجر را به درد سر انداختند.

انصافاً غیرت و تلاش قزاق ها ما را شگفت زده می کند. همه ما می دانیم که پس از ترکمنستان و ازبکستان، قزاقستان سومین کشور ترک زبان پس از شوروی در آسیای مرکزی است که خط سیریلیک را کنار گذاشته است. اکنون تنها دو کشور دیگر پس از فروپاشی شوروی از خط سیریلیک پیروی می کنند: یکی کشور ترک زبان قرقیزستان و دیگری کشور فارسی زبان تاجیکستان. از قرقیزها انتظار می رود که هر زمان که بخواهند انقلاب کنند و هر زمان که بخواهند به هموطنان ترک خود نزدیک شوند، خط خود را تغییر دهند. اما در مورد تاجیکستان، خدا می داند که آیا به تاریخ بیش از هزار ساله خود باز خواهیم گشت یا نه.

دلیل بر همه ما روشن است که بقایای دوران شوروی هرگز نمی خواهند یک تاجیک به فرهنگ اجداد و هم زبانان خود نزدیک شود. زیرا می دانند که اگر یک تاجیک به راه اجداد خود بازگردد، بسیاری از این بازمانده ها جایگاه و مقام و شهرت خود را از دست خواهند داد.

در اوایل دهه 1980، تاجیک های اصیل و روشنفکران با ناموس می خواستند به دیبره نیاکان خود بازگردند. امروزه نیز چنین انسان های صادقی هستند که راه پیشرفت کشور را تنها در احیای هویت و اصالت فرهنگی ملت از جمله مطالعه گسترده خط فارسی می دانند. اما در سطوح مختلف سیاسی این پیشنهاد مورد حمایت مقامات قرار نگرفته است. بدتر از آن می شنویم که برخی مسئولان می خواهند خط لاتین را در کشور ما رسمی کنند.

دشمنان ملت ما می دانند که خط عامل مهمی برای پاسداری از فرهنگ ملی و پیشرفت کشور است و می تواند ملتی را بخواباند یا بیدار کند. تا زمانی که خط ما تاجیک ها فارسی بود، نظر ما نه تنها به همه فارسی زبانان جهان منتقل می شد، بلکه جایگاه ویژه ای در جهان داشتیم. حالا که خط سیریلیک مثل دستبند پلیسی روی دستمان گذاشته شده است، 90 سال است که هیچ هموطن و هموطنی به اندازه کافی از دانش 90 ساله ما آگاه نیست و حتی خود ما نیز تا حدودی نسبت به فرهنگ خود بی اطلاع هستیم. زیرا کل تاریخ بیش از هزار ساله ما در دبیر و خطا نیاکان ما نوشته شده است.

با خط سیریلیک ما تولید فرهنگی قوی نداریم که در دنیا معروف و ماندگار باشد. حتی نام زبانی که «تاجیک» است برای بسیاری از مردم دنیا بی معنی است. به نظر من و بسیاری از فرهنگیان تاجیک، هدف از انتخاب این نام تصنعی توسط مقامات وقت شوروی، یعنی «تاجیک» خواندن فارسی، ایجاد شکاف بین ما و دیگر هم زبانان ما است.

دشمن به خوبی می داند که بازگشت ما به خط اجدادمان برای ملت ما فواید زیادی دارد. به ویژه، این خط ما را به پایگاه داده فرهنگ و انبار گنجینه هایمان می برد. ما تا کنون در این 90 سال حتی دو درصد از آثار گذشته را به خط سیریلیک برنگشته ایم و جوانان ما به بیش از نود درصد آثار علمی و فرهنگی گذشته دسترسی ندارند زیرا به خط سیریلیک دسترسی دارند. انها خط فارسی را بلد نیستد.

 تاجیک هستند اما از زبان های دیگر به ویژه روسی با آثار نیاکان ما آشنا می شوند، باور کنید، شرمنده می شوم. در واقع امروز هم جوانان تاجیک زیادی را می بینیم که مثلاً رباعی خیوم را به زبان روسی در شبکه های اجتماعی خود می گذارند اما از متن اصلی این رباعی به زبان مادری خود اطلاعی ندارند!!! دیگران را نمی دانم ودی برای من ننگ و عار است که بابای مرا برایم دیگران به زبان های دیگر معرفی کنند.

اگر ما فرضا خط خود را نداشتیم، مانند برخی از مردم آفریقا که پیشینه فرهنگی درخشانی ندارند و به زبان فرانسوی یا انگلیسی صحبت می کنند، می خوانند و می نویسند، اگر بخواهیم به زبان بنویسیم، شرمنده ای برای ما وجود نخواهد داشت. سیریلیک امروز ولی بالاخره ما خطی داریم که به وسیله آن هزاران عالم و اندیشمند آثار خود را به جهانیان عرضه کرده اند، به وسیله این خط به اکتشافات و اختراعات بزرگی دست یافته اند. حیف نیست به خط ملی خودمان پشت کنیم و با خط سیریلیک یا لاتین اجباری بنویسیم؟!

من شخصاً برای خط سیریلیک و شخصیت های تاریخی و فرهنگی روسیه مانند پوشکین، لرمنتوف، تولستوی و دیگران احترام زیادی قائل هستم. من قصد توهین یا توهین به این خط را ندارم. اما این خط زیبایی زبان روسی و فرهنگ و ادبیات مردم روسیه است نه زبان و فرهنگ ما، این خط بیش از هزار سال قدمت دارد و در تار و پود ملت ما تنیده است و در بازتاب ویژگی های آوایی و دستوری زبان فارسی هیچ خطی به پای این خط نمی رسد. از خوانندگان گرامی توقع دارم که مرا درست درک کنند.

باور کنید هیچ احدی از روس ها حاضر نیست که آثار پوشکین و لرمنتوف را به خط فارسی بخواند! چون ننگش می آید….